مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
چون گـشـودند ز هم دفـتـر دانـایی را زمزمه کـرد مـلک نـغـمۀ شـیـدایی را کرد پُـر نـور خدا این شب رؤیایی را تـا بـبـیـنـنـد هـمـه جـلـوۀ زیـبــایـی را هاتفی گفت: درِ رحمت حق واشده است خلقـت روی علی اکـبر لیلا شده است این گل سرخ که رخـسـارۀ احمد دارد خال برگـونۀ خود ابروی مـمـتـد دارد رنگوبـو از چـمن گـلـشن ایـزد دارد صورت و سیرت خود را ز محمّد دارد هـمـه گـلها بـنـشـسـتـنـد به نـظارۀ او تا که بابا بزند بـوسـه به رخـسـارۀ او مادر افکـنـد نظـر تا به مـه دلجـویـش دید یک هـالـۀ نوری به رخ نیکـویش که گل انـداخـتـه از بوسۀ بـابـا رویش بوسه زد بر رخ او، کرد چو غنچه بویش گفت ای نوگل من! یوسف لیـلا هستی بهتر از ماه شب عـید، تو زیـبا هستی خوبرویان جهان محو جـمالش هستـند باکمالان نه همین مات کمالـش هـستند عرشیان باخبر از جاه و جلالش هستند فرشیان عاشق دیدار و وصالش هستند بنـگـرد هـرکه ورا جـلـوۀ سـرمد دیده هم علی اکـبر و هم روی محـمـّد دیـده شاد شد قلب همه از دل خرسند حسین شد زمین محو جـمال گل دلبند حـسین آسمان مات شد از چهرۀ فرزند حسین همچو غنچه زده لبخند به لبخند حسین مـادر او همه دم غـنـچه خود میبـوید با حسین بن علی شکـر خـدا میگـوید در وجودش ز ازل روح عبادت دیدند روی پـیـشـانی او نـور سـعادت دیـدند در قـد و قامت او شـور رشادت دیدند قـدسیان در دل او شوق شهـادت دیدند شادی و غم شب میلاد علی درهم شد غم چو آمد طرب و شوق و مسّرت کم شد کـاش مـا آیــنـهدار گـل مــولا بـاشـیـم هـمـه جـا آبــروی اهـل تــولا بـاشـیـم ای «وفایی» همه آسوده به فردا باشیم گر مـحـبـان عـلـی اکـبـر لـیـلا بـاشـیم هرکه در راه خـدا با عـلی اکـبر باشد روز محـشر همهجا با علی اکبر باشد |